السيد الخميني ( مترجم : تنظيم ونشر آثار امام )

112

تحرير الوسيله ( فارسى )

احتياط ( واجب ) آن است كه حاكم ، شخصى را به او ضميمه كند ، بلكه لزوم آن خالى از قوت نيست . و اگر هر دو با هم بميرند ، احتياج به نصب كسى از طرف حاكم دارد . و آيا لازم است كه دو نفر را نصب نمايد يا نصب يكى در صورتى كه كافى باشد جايز است ؟ دو وجه است كه احوط ( استحبابى ) آن‌ها اولى است و اقواى آن‌ها دومى است . مسأله 44 - جايز است كه در چيزى به شخصى و در چيز ديگر به شخص ديگرى وصيت نمايد و يكى از آن‌ها با ديگرى شريك نمىباشد . مسأله 45 - اگر بگويد : « به زيد وصيت مىكنم و اگر او بميرد به عمرو وصيت مىكنم » صحيح است و بعد از مرگ زيد ، عمرو وصى مىباشد . و همچنين است اگر بگويد : « به زيد وصيت مىكنم و اگر پسرم بزرگ شد يا از فسقش توبه كرد يا مشغول به علم شد او وصى من مىباشد » اين وصيت صحيح است و وصايت زيد با حاصل شدن آنچه كه ذكر شد پايان مىپذيرد . مسأله 46 - اگر خيانت وصى آشكار شود بايد حاكم او را عزل نمايد و شخص ديگرى را به جاى او نصب كند يا شخص امينى را به او ضميمه نمايد بر حسب آنچه را كه مصلحت مىداند . و اگر ناتوانى وصى در مستقل بودن آشكار شود ، بايد كسى را جهت مساعدت او به وى ضميمه نمايد . و اما اگر از تدبير و عمل ، مطلقاً عاجز باشد به طورى كه اميد به زوال آن نباشد مانند پيرى كه عقل او از كار افتاده ، ظاهر آن است كه منعزل مىشود و بايد حاكم كسى را به جاى او نصب كند . مسأله 47 - اگر وصى در زمان حياتش ، آنچه را كه موصى وصيت كرده بود ، به انجام نرساند ، حق ندارد كه كسى را براى انجام آن بعد از مرگش وصى قرار دهد ، مگر اينكه از موصى در وصيت كردن مأذون باشد . مسأله 48 - وصى امين است ؛ پس ضامن آنچه را كه در دست دارد نمىباشد ، مگر اينكه با تعدّى يا تفريط باشد و لو اينكه به مخالفت وصيت باشد ، پس اگر تلف شود ضامن مىباشد . مسأله 49 - اگر به وصى عمل خاص يا مقدار مخصوص يا كيفيت خاصى را وصيت نمايد بايد به همان اكتفا نمايد و به غير آن تجاوز ننمايد . و اما اگر مطلق بگذارد به اينكه